تبليغاتX
شبهای تنهایی - دوباره
شبهای تنهایی
 

دوباره تنهائی دوباره سکوت.

دوباره  من ویک دنیا خاطره .

دوباره دلم تنگ است دوباره تنها شده ام.

به اندازه غم یک گل پژ مرده.

به اندازه یک دشت باران نخورده به اندازه سوز وتب.

به اندازه اندوه یک مرغ قفسی.

نم اشک را حس کرده دوباره صورتم.

دوباره باران را به انتظار نشسته ام.

دوباره درد را به مداوا نشسته ام.

دوباره دلشوره به دل نهفته ام.

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.

دوباره دلم هوای تو را کرده......

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:22  توسط محمود   |