می گفتم طلوع را دوست دارم می گفتم غروب را دوست دارم
می گفتم زندگی را دوست دارم
<<حال می گویم>>
(( طلوع را به خاطره تو غروب را در چشمان تو و زندگی را در کنار تو دوست دارم ))

از دریا پرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...
از زمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن...
از آسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن...
از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی از درونش گفت:یک عمر جدایی...
كاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز
کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده
کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد پاييزي
بي تو بودن گرفته
کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت
گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده
کاش مي دانستي چقدر دلواپس توام
کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
و هميشه از خودم مي پرسم :
اين همه که من به تو فکرمي کنم
تو هم به من فکر مي کني؟

اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد،
.
در زندگي 3 راهو دنبال كن .
1: دوست داشتن رو براي يك تجربه .
2: عاشق شدن رو براي يك هدف .
3: فراموش كردنو براي قبول يك واقعيت .